عدّه اى از شيعيان در خانه امام صادق(عليه السلام) بودند و از حضور آن حضرت بهره معنوى مى بردند، مدّتى گذشت، يكى از شيعيان وارد شد و خدمت امام صادق(عليه السلام)سلام كرد.
امام با گرمى جواب دادند و او را كنار خود نشاندند. از ظاهر او معلوم بود كه از راه دورى آمده است. آرى، او سُدير بود كه از كوفه به مدينه آمده بود. بعد از لحظاتى امام به او رو كرد و فرمود: «اى سُدير! شما بايد شكرگزار خدايى باشيد كه به شما نعمت ارزانى داشته است، اگر شكر او را به جا آوريد او نعمت خود را براى شما زياد خواهد نمود».[1]
آرى، امام صادق(عليه السلام) اين گونه شيعيانش را به اهميت شكرگزارى راهنمايى كرد و از آنان خواست كه هرگز شكرگزارى را فراموش نكنند، اكنون من لحظه اى فكر مى كنم: در اين روزگار غيبت، دل من با نور ولايت تو روشن شده است، من به بركت اعتقاد به تو از بن بست ها و نااميدى ها نجات پيدا كرده ام و به ساحل آرامش رسيده ام، آيا نبايد شكرگزار اين نعمت بزرگ باشم؟ يكى از بهترين راه هاى شكر اين نعمت اين است كه براى ظهور تو دعا كنم، زيرا تو از ما چنين خواسته اى، پس بايد در هر فرصت ممكن دست به دعا بردارم و ظهور تو را از خدا بخواهم كه اگر اين كار را انجام بدهم، شكر نعمت به جا آورده ام و خدا وعده فرموده است كه اگر شكر او را به جا آورم نعمتش را بر من زيادتر خواهد كرد.
آرى، دعا براى ظهور تو باعث مى شود كه ايمان و باور من زياد و زيادتر شود، اين وعده خداست، دل من از نور تو بهره بيشترى مى گيرد و آن وقت است كه من با ثبات قدم به سوى رستگارى گام برمى دارم، ان شاء الله.
[1] . عن فضل البقباق قال: سألت أبا عبد الله(ع) عن قول الله عزّ وجلّ: (وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ)؟ قال: الذي أنعم عليك بما فضّلك وأعطاك وأحسن إليك، ثمّ قال: فحدّث بدينه وما أعطاه الله، وما أنعم به عليه: الكافي ج 2 ص 94، بحار الأنوار ج 78 ص 28، نور الثقلين ج 5 ص 601.