اهمیت شناخت امام

در مورد اهمیت معرفت و شناخت امام، روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله را که در منابع فریقین وجود دارد مطرح می کنیم
قابل توجه اینکه نزد شیعه و اهل سنت این روایت “متواتر” محسوب می شود
(متواتر به روایتی گفته می شود که به دلیل کثرت نقل در همه طبقات راویان، ایجاد اطمینان می نماید)

آن اینکه رسول خدا می فرمایند:
“من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة”
هر که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است
(برای اطلاع از منابع و مصادر شیعی و سنی این روایت رجوع کنید به؛ کتاب “شناخت امام یا راه رهایی از مرگ جاهلی” تالیف مهدی فقیه ایمانی)
بنابر فرموده رسول خدا، معرفت و شناخت امام علیه السلام وظیفه ای همگانی برای مسلمانان است و هیچ کس از اداء این وظیفه استثناء نشده است…
برای روشن شدن متن روایت دقت به این نکته لازم است که رسول خدا نفرمودند:
اگر کسی معرفت امام زمان را نداشت٬ اما لااله الا الله می گفت مشکلی ندارد
یا اگر کسی معرفت امام زمان را نداشت٬ اما نماز می خواند مشکلی ندارد
یا اگر کسی معرفت امام زمان را نداشت٬ اما آدم خوش اخلاقی بود اشکالی ندارد
یا هزاران فرض دیگر…
بلکه کلام آن حضرت روشن و واضح است:
کسی که بمیرد و معرفت به امام زمان خود نداشته باشد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
طبق فرموده امام صادق علیه السلام، مرگ جاهلی یعنی مرگی همراه با کفر و نفاق و گمراهی
در راستای فهم “اهمیت شناخت امام”، برخی نکات از فرمایش حضرت قابل استفاده است:

۱- لازمه مسلمان بودن و مسلمان از دنیا رفتن، شناخت امام زمان است.

۲- وظیفه هر مسلمانی تلاش در راه شناخت امام زمانش است.

۳- شناخت و اعتقاد به امام و امامت از مهمترین مسائل و پایه ای ترین امور در مکتب الهی اسلام است.

انکار امام، انکار خداست!

عدم پذیرش امامت الهی= عدم پذیرش توحید👇

در متون دینی اهمیت اعتقاد به امامت امامی که از جانب خدا به این منصب گماشته شده، تا حدی است که اعتقاد به امام الهی مساوی اعتقاد به خدا و بی اعتقادی به امام الهی مساوی بی اعتقادی به خدا محسوب شده است.
موید مطلب عرض شده از متن قرآن کریم:
در قرآن کریم بارها و بارها ماجرای حضرت آدم علیه السلام مطرح شده و این نشان دهنده اهمیت این ماجرا است و
آن اینکه:
خداوند متعال به شیطان امر می کند به حضرت آدم علیه السلام به عنوان خلیفةالله و ولی الله سجده کند
اما شیطان مخالفت نموده و می گوید: خدایا من از او (حضرت آدم) بهترم٬ چرا که مرا از آتش آفریدی و او را از گِل آفریدی (یعنی اگر قرار بر سجده کردن باشد٬ او باید به من سجده کند و نه من به او
(قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین)

به دلیل این عصیان خداوند متعال او را طرد کرده و کافر می داند:
«أبی و استکبر و کان من الکافرین
مخالفت کرد و خود را بزرگ پنداشت و کافر شد»

اما علت این کفر چه بود!؟
با در نظر داشتن اینکه شیطان
۱- خداوند متعال را رب خود می داند: « رب بما أغویتنی…»
۲- به یوم البعث هم معتقد است:« أنذرنی الی یوم یبعثون»
۳- عبادات و سجده هایی چندهزار ساله نیز در برابر خدای متعال داشته است.

او تنها و تنها از اوامر الهی یک مورد را نپذیرفته و صحت آن را انکار کرد؛ آن اینکه او زیر بار ولایت خلیفةالله یعنی حضرت آدم علیه السلام نرفت و اساسا این امر الهی را نادرست پنداشت. به همین دلیل خداوند متعال توحید او را نپذیرفته او را کافر می خواند.

امام صادق علیه السلام می فرمایند:
وقتی شیطان از سجده سرپیچی کرد٬ خداوند متعال فرمود:
انما عبادتی من حیث ارید لا من حیث ترید
یعنی راه عبادت من، تنها همانی است که من بگویم و نه آن که تو بگویی!

در اینجا ارتباط توحید با امامت روشن می شود:
یعنی طبق آیات مطرح شده از قرآن کریم و طبق فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (حدیث من مات و لم یعرف امام زمانه…) باید گفت:
عدم پذیرش امامت الهی= عدم پذیرش توحید

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی به بخش‌ها

مقالات مرتبط