غفلت

به هر طرف که نباید نگاه کردم من

چه‌قدر از سر غفلت گُناه کردم من

هزار مرتبه گفتم به خود زمان گُناه

چرا عبور از این کوره راه کردم من؟

هزار مرتبه تو دستگیری‌ام کردی

هزار بار، ولی اشتباه کردم من

نبوده نوکری‌ام آنچنان‌که خواستِ توست

چرا که بندگیِ دلبخواه کردم من

به غیر آن لحظاتی که با تو سر کردم

تمام زندگی‌ام را تباه کردم من

به لطف گوشۀ چشمت سپید بخت شدم

اگرچه نامۀ خود را سیاه کردم من

صدای ضجّۀ من رفت تا به کرببلا

همین که یاد غم قتلگاه کردم من

به پیشگاه تو شد ضامنم سه‌سالۀ شاه

همین که گریه بر آن بی پناه کردم من

🖊 محمد قاسمی

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسترسی به بخش‌ها

مقالات مرتبط